دوباره سلام به همه
دیروز روز سختی بود برای من و معشوقه من
دیروز روزی بود که من و اون همه چیزمونو تموم کردیم و شدیم دوتا همکار
اما با ی سری قولا
که پشت هم باشیم
کنار هم باشیم
هوای همو داشته باشیم
دیشب شب مرگ من و اون بود تا سرحد مرگ گریه کرده بودیم
دیشب تو 1 ای با هم خداحافظی کردیم که شد کوچه 1یی و دلتنگی من و اون
نمیدونم باید چکار کنم دارم دیونه میشم دل اونم حال خوبی نداره حس میکنم که حالش بده برام سخته اینجوری ببینمشش
خدایا میشه مشکلاتم رو اول حل کنی بعد بکشی منو طاقت دیدن ناراحتی اشکاشو ندارم
دیشب بهم نامه داد نامه که نه دلنوشته ای که قول داده بود بیاره برام
دوبار خوندمش و ازش سیر نمیشم
واقعا ازداج خوبی نداشتم واقعا نمیدونم چرا من اینجوری شدم
خدایا شکرت اما این زندگیست؟؟؟!!!!
دلنوشتش منو برد به روزای اول انگار دوباره عاشق شدم
انگار جون دوباره گرفتم
مشکلات مالیم همینجوری داره بیشتر میشه اما الان فهمیدم هیچ چیزی باعث این نمیشه که بهش فکر نکنم و بهش پیام ندم ، زنگ نزنم و حالشو نپرسم
وای خدا اخه اگه این عاشقیه چرا جلومو نگرفتی که من ......
کنارش اروم ترین ادم روی زمینم
حال روزم بعد تو نمیدونم چی میشه اما قول دادم بهت که محکم باشم تو هم قول دادی که محکم باشی پس بسازیم و بسوزیم
اخ عزیز دلم یادش بخیر جلسه ای که گذاشتیم داشتیم باهم راجب کارت حرف میزدیم رفتیم دستگاه خریدیم وااااااایییی اون روزی که میخواستن خال رو دست منو بردارن اگه اونجا نمیبودی و دستت رو دستم نبود هیچوقت انجام نمیدادم اما پشتم بهت گرم بود
یادم انداختی اون روز حسابرسی رو که ازت کمک خواستم پیشم میبودی واقعا قوت قلب بود برام
ی چیزی رو هیچوقت بهت نگفتم چون به بودنت کنارم معتاد شده بودم وقتی نبودی ی چیزی ازم کم بود من لیسانس حسابداری دارم طبقه بندی مدارک و گذاشتن مدارک تو جای خودش رو خیلی خوب بلدم اما بهت میگفتم بلد نیستم تا تو انجام بدی و ببینمت فقط ببخش منو
عشق ابدی من ، اینو بدون جات همیشه تو کنج قلبم درد میکنه تا وقتی برگردی پیش خودم
ببین دکتر به تو و من اینجا نیاز داره تورا به عشقمون قسم اگه به خاطر اومدن درمانگاه داشت زندگیت خراب میشد بگو من از درمانگاه برم تو خیلی بهتر از من میتونی اینجارو کنترل کنی
دلم نمیاد ننویسم کلی حرف دارم تو دلم نمیدونم چرا نمیتونم به زبون بیارم یا اینجا بنویسم میدونم تو همه حرفامو از چشمام و قلبم میخونی
**دوست دارم ، اینو از ته دلم میگم بهت ، بمون برام**
برچسب:
نویسنده: ماهان نصیری